ناصر الدين منشى كرمانى
48
سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى )
گردانيدند و چون مراير اين وصلت مبرم شد مبانى عظمت تركانى محكم آمد و رياض حالش مزيد طراوت و نضارت پذيرفت و لواى دولتش بطراز مزيد رونق و جلالت مطرز آمد و جاه و پايهء سلاطين كرمان و حكام اين دودمان يكى هزار گشت حجاج سلطان از راه بطر جوانى و سكر كامرانى بر همان شيوهء تسلط و تجبر اصرار نمود و تركان خاتون اغضاء و اغماض مادرانه مىكرد و اشفاق و اعطاف مشفقانه بجاى مىآورد فاما مفسدان طرفين جمعى نوخاسته ضماير ايشان را متغير مىداشتند و ميان ايشان ارقم وحشت در جنبش آمد و ملوك معتبر و وزراى نامور كه تسكين نايرهء وحشت را ميان در بستندى مندرج و متوفى گشته بودند عاقبة الأمر آن نفاق و خلاف بفساد كلى سرايت كرد و شرح اين حال آنكه در باغ مشيز حجاج سلطان را روزى در بارگاه تركان خاتون شراب تمام دريافت آزرم و حيا يكسو نهاده و از جادهء رعايت شرط ادب منحرف شده بر تركان خاتون اقتراح رقص كرد و آن خاتون رضاجوئى او را از راه اضطرار و اكراه از چهار بالش عصمت برخاسته آستينى چند بر افشاند در آن حالت رندان لشكر آواز بر آوردند كه : پيرند چرخ و اختر و بخت تو نوجوان * آن به كه پير نوبت خود با جوان دهد تركان خاتون اين نوع اهانت و تا اين غايت هتك ستر حرمت و حشمت را تحمل نيارست نمود و نيز مفسدان القا كردند كه خواص سلطانى بر عزم قصد تركان و شاه جلال الدنيا و الدين سيور غتمش متفق شدهاند بدين سبب در ظلمت شب و الليل اخفى للويل روانهء قلعهء سيرجان شدند و از آنجا بسلطان نوشتند كه متوجه بندگى اردو مىشويم و در سرحد انتظار وصول سلطان را ده روز متوقف خواهيم بودن . چون فرستاد كه به همان ميعاد بشما مىپيوندم و تخلف نمود ايشان بعد از يأس آن مرافقت و موافقت حركت فرمودند و حجاج سلطان بىشريك و منازع در كرمان تمكن يافت . و چون زمستان در آمد لشكر قراوناس باشلاب ايشان مباركشاه نامى هجوم كردند و از كرمان امير طايسى را كه اين زمان سى سال شد كه بتيمور ملكى ملقب شده است و حقيقت آنكه مردى خويشتندار و عاقبت بين ژرفنگر و دورانديش عاقل محترز نيكو زندگانى كدخداى سر ضابط است و در پناه حزم و احتياط و در قناعت روزگارى خوش با وجود تبدل احوال و استيصال شاهان گردنكش و ملوك فرعون وش گذرانيده بمحاربهء ايشان فرستادند و در حدود شق بم بر ايشان زد و داد مردى و مردانگى بداد و مظفر و غالب آمد ، سر مباركشاه و چند معروف ياغى با خود بدرگاه آورد و